ورق بزن مـــــرا، سطر به سطر از بَرم کُـــن این "مـن" هیچـگاه نُسخـه دوم نـــدارد..
درباره من
زیبایی چشمان تو ...بی تاب می کند مرا...
رها می شوم در کهکشان خیال
و غرق می شوم در حجم بیکران بودنت
عزیز، عشق آسمانی ام
من در زمین بودم...
شاید کمی تنها .. کمی هم خسته
نوری بر من تابید
از آسمان بود و از انتهای عالم
از جاییکه زیبایی چشمان تو می خندید!
چیزی چون جوانه ای از عشق در من رویید
عجین شد با خاک قلبم
گل کرد... شد مهر .. شد شور... شد شبیه زنده بودن
با تو... میلادی دوباره دارم
و با تو ... حرف جدیدی از زندگانی خواهم گفت
همراهم باش... تا همیشه ... تا انتها ... تا خود آسمان
<<ممنون که من رو میخونید >>
ادامه...
از خواستند که نه...
از نداشتند
خسته شدم...
خیلی قشنگه چقدر سخته باشه ولی نباشه
نیستی در حاظر حضورمممممممممم.....بسیاااااااار زیبااااااااا

دستتون دردنکنه علی اقاااا
هستی اما نیستی(ازت متنفرم سرنوشت)
....بیسیار عالی بود آقای مرادی...ممنون.
خیلی سخته
من با خیال تو.... تو بی خیال من ...!!!
خیلی خیلی زیبا بود ... حتماً این سروده افتخار می دهد در دفتر شعرم
مرسی خیلی بیستی سیب جان
علی جون چقد سنگین بود نوشتت
بسیار عالی
درودبهترین
همه ی این شبهاچراغ رابرای توروشن گذاشته ام.....
مثل همیشه عالی.سپاس بهترین
آخی واقعا جالب و غم انگیزه